شرق هم توقیف شد
و ما همچنان
دوره مي كنيم
شب را و روز را
هنوز را...
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 3:31  توسط سعيد
|
و ما همچنان
دوره مي كنيم
شب را و روز را
هنوز را...
دشتها آلوده است
در لجنزار گل لاله نخواهد روئید
در هوای عفن آواز پرستو به چه کارت آید؟
فکر نان باید کرد
و هوایی که در آن
نفسی تازه کنیم
گل گندم خوب است
گل خوبی زیباست
ای دریغا که همه مزرعه دلها را
علف هرزه کین پوشانده است
هیچکس فکر نکرد
که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست
و همه مردم شهر
بانگ بر داشته اند
که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد
که چرا ایمان نیست
و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست. حمید مصدق