تبليغاتX
شهمــــات

شهمــــات

حاشا كه هرگز از مرگ هراسيده باشم

18 ژوئيه زاد روز نلسون ماندلا، مرد محبوب همه ملتها است .

وي در اين روز در سال 1918 به دنيا آمد و به خاطر هدف و

معتقداتش 27 سال از عمر خود را در زندان بسر برد.

جهانيان هرگز اين اظهارات او ، در جلسه بيستم آوريل

سال 1964 دادگاهي كه محكومش كرد از ياد نمي برند

كه گفت: من بر ضد تبعيض هستم ، خواه اين تبعيض از

جانب سفيد اعمال شود و يا سياه ـ در اين گوشه از دنيا باشد و يا آن گوشه. من خواهان وجود جوامع آزاد و دمكراتيك هستم كه مردم در اين جوامع با داشتن رفاه و امنيت و برخورداري از شادي و فرصت هاي مساوي ؛ هماهنگ و صميمانه با يكديگر زندگي كنند و براي تحقق اين وضعيت، تا پايان عمر مبارزه خواهم كرد و آماده ام جانم را در اين راه فدا كنم.
    ماندلا پس از آزاد شدن از زندان 27 ساله، به تبعيض نژادي در وطن خود پايان داد؛ رئيس كشور شد، ولي از هيچكس انتقام نگرفت و كسي به خاطر گذشته اش مجازات نشد، تنها عذر خواهي متهمان به تبعيض و ارتكاب جرم به اين مناسبت، اكتفا گرديد. ماندلا تنها يك دوره حاضر به رياست كردن بر كشورش شد. با اين كه در شهر كوچك محل تولدش زندگي مي كند همانند يك رئيس كشور مورد احترام جهانيان است و ملل مختلف او را براي حل مسائلشان داور مي كنند و مردم از گوشه و كنار جهان برايش نامه مي فرستند و درد دل مي كنند و او اين نامه ها را با يادداشت خود براي دولتهاي مربوط ارسال مي دارد . او از نوجواني داراي افكار سوسياليستي است، ولي هرگز در صدد تحميل اين ايدئو لوژي بر نيامده است.
    در هشتاد و پنجمين زاد روز او شخصيت هاي بزرگي از سراسر جهان از جمله كلينتون رئيس جمهوري پيشين آمريكا شركت كرده بودند و از آنجا كه ماندلا داراي مقام نيست، هزينه سفر به جمهوري آفريقاي جنوبي را از جيب خود پرداخت كرده بودند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 تیر1385ساعت 2:14  توسط سعيد  | 

واسه ما رهایی مرگه تا رها بشیم می میریم

در سوگ لاله و لادن‏

هميشه بهم آندو پيوسته بودند

زلاله، زلادن، دو گلدسته بودند

پر از شادمانى، پر از زندگانى‏

چه گاه تكاپو، چه بنشسته بودند

پر از شور بودند و سرمست هستى‏

پر از شرم بودند و آهسته بودند

بهم بستگانى كه آزاده بودند

به تن بسته جان‏هاى وارسته بودند

دو شاخ گل از هم جدا خواست گشتن‏

اگر چند پيوند نگسسته بودند

به گلچين سپردند تيغ جدايى‏

كه راز سپهرى ندانسته بودند

ستيهنده بر مرگ بودند و گفتى‏

دو شير ژيان را بهم بسته بودند

دريغا نبردند جان زين كشاكش‏

مگر ديگر از زندگى خسته بودند

جهانى شد از مرگ ايشان پريشان‏

چنين سوگ را ويژه شايسته بودند                             جلال خالقی مطلق    هامبورگ ۱۷ تیر ۱۳۸۲

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 تیر1385ساعت 1:51  توسط سعيد  |