_ _ _ _ _
ادوارنیوز: مراسم شب شعری با حضور شعرا، فعالان سیاسی و فرهنگی و دانشجویان بمنظور پاسداشت مقاومت احمد باطبی و زندانیان سیاسی در دفتر سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) برگزار می گردد.
لازم به ذکر است، این شب شعر عصر دوشنبه 7 اسفندماه از ساعت 17 برگزار می گردد
_ _ _ _ _
وقتي تو مي گويي وطن من خاك بـر سر مي كنم
وقتي تو مي گويي وطن يكباره خشكم مي زند
وقتي تو مي گويي وطن بـر خويش مي لرزد قلم
بي كوروش و بي تهمتن با ما چه گويي از وطن
وقتي تو مي گويي وطن بوي فلسطين مي دهي
وقتي تو مي گويي وطن از چفيه ات خون مي چكد
وقتي تو مي گويي وطن شهنامه پرپر مي شود
بي نام زرتشت مهين ايران و ايراني مبين
من جان فداي كيش آن يكتا پيمبر مي كنم
خون اوستا در رگ فرهنگ ايران مي دود
وقتي تو مي گويي وطن خون است و خشم و خودكشي
ايران تو يعني لباس تيره ي عباسيان
ايران تو با نام دين زن را به زندان مي كشد
ايران تو شهر قصاص و سنگسار و دارهاست
من كيش مهر و عفو را تقديم داور مي كنم
تاريخ ايران تو را شمشير تازي مي سترد
ايران تو مي ترسد از بانگ نواي ناي و ني
وقتي تو مي گويي وطن يعني ديار يأس و غم
من كي گل «اميد» را نشكفته پرپر مي كنم؟! مصطفی بادکوبه ای (امید)
_ _ _ _ _
1ـ آزاد بودن انتخابات چه به لحاظ آزادي بي واهمه همه انتخابکنندگان در انتخاب يا عدم انتخاب افراد وديدگاههاي مختلف و چه به لحاظ آزادي انتخابشوندگان در کانديدا شدن و در معرض رأي عمومي قرار گرفتن فارغ از هرگونه اعتقاد ، بينش و رويکردي و چه از نظر آزادي تبليغات و بيان ديدگاهها.
2ـ تحقق امر انتخابات براي مردم بهلحاظ وجود کثرت و تنوع همه ديدگاهها ، سلايق ، رويکردها و اشخاص و عدم حذف ديدگاه يا فردي قبل از انجام انتخابات .
3ـ وجود استمرار در امر انتخابات در دورهها و زمانهاي مختلف و مشخص با هدف جلوگيري از تمرکز و استمرار قدرت در دست طبقه يا فرد يا افراد خاص .
4ـ عادلانه بودن فرايند انتخابات به مفهوم عدالت در بهره بردن از امکانات عمومي يکسان براي اشخاص و گروههاي مختلف براي بيان نظرات و ارائه ديدگاههاي مختلف و انجام تبليغات .
5ـ آگاهانه بودن امر انتخاب به اين معني که امکان شناخت و آگاهي کافي براي همه اقشار جامعه نسبت به ديدگاهها ، برنامهها و نظرات و عملکرد احزاب و گروهها و اشخاص فراهم گردد تا با مقايسه اين موارد ، انتخابات مفهوم واقعي خود را پيدا کند .
6ـ و از همه شايد مهمتر اثرگذار بودن حضور و رأي مردم در انتخابات هم اثرگذاري حداقل در نتيجه انتخابات و هم اثرگذاري انتخاب عمومي در اداره امور و تغيير رويهها و شرايط موجود .
و طبيعي است که اگر فرايندي فاقد حداقلي از ويژگيهاي فوق يا برخي از آنها صورت پذيرد نميتوان آنرا انتخابات دانست و بالطبع نبايد هم از نتيجه چنين فرايندي انتظار تغيير ، تحول وتحقق اراده عمومي و و استقرار دموکراسي و مرد مسالاري داشت .
با توجه به اين موارد آنچه که از سوي حاکميت براي مجلس خبرگان رهبري انتخابات خوانده ميشود و در 24 آذر ماه قرار به برگزاري آن ميباشد قابل ارزيابي است .
الف : اصولا" نفس وجود مجلسي همچون مجلس خبرگان که مجلسي طبقاتي و تنها متشکل از روحانيون و به منظور انتخاب فردي از همين قشر براي تسلط مطلق بر امور جامعه است , امري است كه فيالذاته مويد قائل شدن حق ويژهاي است كه با نفس امر انتخابات و ماهيت دموكراسي در تضاد است و چنين مجلسي ادامه همان حق ويژهاي است كه حكومتهاي اليگارشيك و طبقاتي نظير حكومت كشيشان در قرون وسطي و شيخان صفويه براي خود قائل بودند. هرچند كه روند برگزاري چنين انتخاباتي نشان ميدهد كه دايره تنگ نظريها و اقتدارگرايي در حاكميت به گونهاي پيش ميرود است كه حتي به ديدگاهها ي مختلف موجود در قشر روحانيت هم اجازه حضور در اين مجلس داده نميشود و و بيش ازپيش حتي حكومتي طبقاتي را نيز بر نتافته و حكومتي فردي با قدرتي مطلق بر راس كار قرار ميگيرد.
ب: مجلس خبرگان رهبري كه سه وظيفه اصلي انتخاب و عزل ونظارت برعملكرد رهبر را بر عهده داشته است ,پس از تغييرات انجام شده در نحوه انتخابات آن كه اختيار تائيد صلاحيت استصوابي كانديداها بر عهده شوراي نگهبان منصوب رهبر واگذار گرديد عملا كاركرد احتمالي خود در نظارت بر عملکرد رهبر و پاسخگو نمودن وي را از دست داده است چراکه با وجود نظارت استصوابي شوراي نگهبان در تأييد صلاحيت کانديداهاي مجلس خبرگان و با توجه به اينکه همگي اعضاي شوراي نگهبان منتصب رهبري ميباشند ، طبيعي است که تنها کساني از حق انتخاب شدن برخوردار خواهند شد که مورد پسند اعضاي شوراي نگهبان و منطبق با سليقه آنان بوده و طبيعتا" مورد پذيرش رهبر نيز باشند . وبه همين دليل جلسات و مصوبات اين مجلس در طول دورههاي گذشته نه مصوباتي در جهت پاسخگو نمودن رهبري و نظارت بر عملكرد وي كه عمدتا مصوباتي در جهت تعريف و تمجيد از اقدامات حاكميت و در راس آن رهبري نظام و يا اجراي منويات ايشان بودهاست!
در چنين شرايطي ، طبيعي است که نه آزادانه بودن انتخابات به لحاظ آزادي و تنوع و تکثر تمامي افراد و اقشار و ديدگاهها و سليقهها براي انتخاب شدن تحقق خواهد يافت و نه اجازه حضور ديدگاه مخالفي براي نقد و نظارت بر رهبر در اين مجلس داده خواهد شد و نه رأي و نظر جامعه براي تغيير رويههاي غلط و اصلاح امور و جلوگيري از تمرکز و استمرار قدرت در دست فرد يا طبقه و گروهي خاص ميسر خواهد شد و برعکس با بياثر شدن رأي و نظر عمومي ، اين انتخابات کارکرد خود را جهت پيشبرد دموکراسي و تحقق اراده عمومي از دست داده و بياعتبار خواهد شد و در نتيجه بر انحصار بيش از پيش قدرت در دست فرد يا گروهي خاص خواهد افزود . چرا که عملا" جز يک انتصابات با ظاهري انتخاب گونه از آن حاصل نخواهد گرديد .
ج : از سوي ديگر با افزايش تنگنظريهاي بيش از پيش شوراي نگهبان در تأييد صلاحيتها که دايره رد صلاحيت افراد در آن حتي به بسياري از افراد و گروههاي مدافع و وابسته به نظام نيز گسترده شده است و علاوه براي 86 عضو مجلس خبرگان تنها 160 کانديدا در کشور توسط شوراي نگهبان انتخاب شده و حتي به طور متوسط کمتر از 2 کانديدا براي هر كرسي اين مجلس وجود دارد ، در چنين شرايطي که عملا شوراي نگهبان خود اعضاي مجلس خبرگان را از قبل تعيين نموده است برگزاري انتخابات و اخذ رأي از مردم جز بازيچه قراردادن مردم در اجراي يک شو نمايشي و تبليغاتي براي فرار از شائبه وجود يک خودکامگي و استبداد مطلق چه مفهومي خواهد داشت؟
د : همچنين با توجه به اينکه آئين نامه و نحوه برگزاري انتخابات خبرگان توسط خود اين مجلس تعيين و تصويب ميشود و نظر به اينکه در تغييرات انجام شده شرط احراز رأي اکثريت يا حداقل حدنصابي مشخص از آراء براي انتخاب نيز حذف گرديده ، عملا" مفهوم انتخاب به معني بهره بردن از رأي اکثريت بيمعنا شده و با توجه به وجود کمتر از 2 کانديداي تأييد صلاحيت شده ( به طور متوسط ) در هر حوزه انتخاباتي ، افراد با کمترين رأي ممکن نيز امکان حضور در چنين مجلسي را خواهند يافت بنابراين رأي و نظر مثبت و يا منفي رأي دهندگان عملا" تأثيري در نتيجه انتخابات نخواهد داشت بلکه تنها آماري براي تبليغات و توجيه رويه غلط جاري خواهد بود .
هـ : با نگاهي به اسامي کانديداهاي تأييد صلاحيت شده و در حقيقت از پيش انتخاب شده شوراي نگهبان ، مشخص ميگردد که اکثريت قريب به اتفاق اين افراد از منصوبين رهبري در نهادها و ارگانهاي مختلف نظام از جمله ائمه جمعه و يا اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام و اعضاي شوراي نگهبان و شوراي انقلاب فرهنگي و نمايندگان رهبري در سپاه و ارتش و ساير نهادها و ارگانها و يا ساير مسئولين منصوب رهبر ميباشند در چنين شرايطي سؤال اينجاست که افرادي که خود منصوب و به لحاظ شغلي ، اجتماعي و اقتصادي , وامدار , تحتالامرو وابسته به رهبر ميباشند ، چگونه خواهند توانست و يا اصلا" خواهند خواست که به نظارت بر رهبر پرداخته و يا در جهت پاسخگو نمودن ايشان اقدام نمايند ؟
و : جلسات مجلس خبرگان رهبري از ابتداي تأسيس ، همواره به صورت غيرعلني بوده و از انتشار مباحث آن نيز به شدت جلوگيري شده و ميشود ، در چنين شرايطي که هيچگونه کارکرد بيروني به لحاظ نظارت بر عملكرد رهبر براي اين مجلس صورت نميپذيرد و هيچگونه بروندادي از شرح مباحثات اين مجلس براي عموم جامعه ارائه نميگردد ، براساس چه کارکرد عيني و مشخص و براساس کدام عملکرد قابل ارزيابي اين مجلس ميتوان انتظار شناخت و آگاهي جامعه براي تحقق يک انتخاب آگاهانه را داشت ؟
اصولا" وقتي هيچگونه ارزيابي از عملکرد سابق يک نهاد براي جامعه وجود ندارد ، با چه برنامهاي يا رويکردي و يا به منظور چه تغييري و اميد به حصول چه تحولي و با چه شاخص قابل ارزيابياي بايد به انتخاب افراد و ديدگاهها دست يازيد ؟
سازمان دانشآموختگان ايران اسلامي ( ادوار تحکيم وحدت ) به دور از هر گونه تنزهطلبي و يا ايدهآل گرايي افراطي و با پرهيز از طرح نظرات انتزاعي ايدهآل غير واقعي و تحقق ناپذير و اتفاقا" با رويکرد عملگرايانه مبتني بر واقعيات موجود جامعه با تعريف شروط مهم :
1ـ آزادانه بودن انتخابات هرچند بهطور نسبي جهت حضور حداقلي از ديدگاهها و نظريات مخالف و يا لااقل منتقد .
2ـ اثر گذار بودن رأي و نظر مردم, حداقل در نتيجه انتخابات و نيز اثرگذاري در اداره امور و پيشبرد نسبي روند دموکراسي و لااقل اثرگذاري در ممانعت از بروز شرايطي بدتر از شرايط موجود .
3ـ عدم لطمه به اعتبار مجموعه و اعضاي سازمان .
نسبت به ارزيابي به ظاهر انتخابات مجلس خبرگان پيشرو اقدام نموده و با توجه به توضيحات و دلايل ارائه شده ، هيچگونه توجيهي (هرچند حداقلي) براي حضور و شرکت در چنين انتخاباتي براي خود نيافته واز همين رو اين سازمان در انتخابات مجلس خبرگان رهبري شركت نمينمايد و برگزاري چنين نمايشي بهنام انتخابات را عملا" توهين به فهم و شعور ملت بزرگ ايران دانسته و شرکت در آن را به مثابه تقويت مانعي بر سر راه مرد مسالاري و دموکراسي به حساب خواهيم آورد .
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت)
_ _ _ _ _
در اين روز در سال 1940 ( 13 آذر 1319 خورشيدي ) دكتر محمد مصدق كه در بيرجند زنداني بود به احمدآباد ساوجبلاغ ( نزديك كرج ) منتقل و به حالت تبعيد تحت نظر ماموران انتظامي در آمد . رضا شاه با دكتر مصدق كه طبيعتي دمكرات و ضد زورگويي داشت ميانه خوبي نداشت و وي را در بيرجند زنداني كرده بود تا ازنيش انتقادهايش آسوده شود . دكتر مصدق در دهه 1335 نيز پس از تحمل سه سال زندان به احمد آباد تبعيد شده بود وتا پايان عمر به صورت تبعيد غير قانوني در آنجا باقي ماند و در همانجا هم مدفون است كه مقبره و تبعيدگاه او كه هر سال مورد ديدار بسياري از ايرانيان قرار مي گيرد اخيرا جز آثار ملي در آمده و محفوظ خواهد ماند . دكتر مصدق پس از تبعيد رضاشاه از ايران آزاد شد و مردم تهران بار ديگر او را به عنوان نماينده اول خود به مجلس فرستادند و او بود كه به سلطه طولاني انگلستان بر ايران پايان داد و ايرانيان را در طول حكومت دو سال و نيمه خود به صورت مردمي مبارز در افكار جهانيان در آورد .
_ _ _ _ _
«دادگاه عادى شماره يك دادرسى ارتش به رياست تيمسار سرتيپ قطبى... و دادستانى سرهنگ فخر مدرس پس از ده جلسه رسيدگى و استماع مدافعات غيرنظاميان حسين فاطمى، مهندس رضوى و دكتر شايگان... سرانجام در ساعت سه و چهل و پنج دقيقه بعدازظهر روز يكشنبه هيجدهم مهرماه (۱۳۳۳) ختم دادرسى را اعلام و به اتفاق آرا حسين فاطمى را به اعدام محكوم كرد.» (حكم دادگاه نقل شده در شماره ۱۹ مهر ۱۳۳۳ روزنامه اطلاعات)
سيدحسين فاطمى مدير روزنامه «باختر امروز» و وزير امور خارجه دولت دكتر مصدق بود كه پس از كودتاى ۲۸ مرداد ناچار مخفى شد، اما چند ماه بعد گير افتاد، به هنگام انتقال از شهربانى به زندان مورد ضرب و شتم اوباش قرار گرفت و سرانجام در حالى كه به شدت بيمار بود به دادگاه برده شد. شاه پس از كودتا و بازگشت به ايران گفته بود فاطمى را اعدام خواهد كرد.
• روزنامه نگار سياستمدار
فاطمى در سال ۱۲۹۶ در نايين به دنيا آمد و در جوانى براى تحصيل و كار به اصفهان رفت. او همزمان با تحصيل در كالج انگليسى اصفهان، كار روزنامه نگارى را در روزنامه «باختر» كه به برادرش تعلق داشت آغاز كرد. فاطمى بين سال هاى ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۷ در رشته حقوق دانشگاه پاريس تحصيل كرد و با دكتراى حقوق به ايران بازگشت. در تهران روزنامه «باختر امروز» را منتشر كرد و با دكتر مصدق آشنا شد. او در تأسيس جبهه ملى ايران مشاركت داشت و در مجلس شانزدهم به نمايندگى مردم تهران برگزيده شد. فاطمى از نمايندگان و روزنامه نگارانى بود كه در جريان نهضت ملى ايران نقشى برجسته يافت و در دولت دكتر مصدق نخست معاون پارلمانى نخست وزير و سپس وزير امور خارجه شد. او در اين ميان يك بار هنگام سخنرانى بر مزار محمد مسعود (روزنامه نگار سرشناس و ناشر روزنامه «مرد امروز») به دست يكى از اعضاى جمعيت فدائيان اسلام(عبدخدائی كه اكنون رهبر فدائيان اسلام در جمهوری اسلامی است و درآن سالها نقس سعيد عسگر ضارب سعيد حجاريان را درايران داشته) ترور شد، اما جان سالم به در برد. آنچه باعث شد شاه كينه فاطمى را به دل گيرد، موضع گيرى هاى او پس از وقايع ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ بود. او در سرمقاله روز بعد «باختر امروز» نوشته بود: «اين جوان هوسباز (شاه) با يك چنين انديشه خام و احمقانه اى فراموش كرده بود ملتى وجود دارد كه همه اين مبارزات و افتخارات وطن، تمام جهاد ملى شدن نفت و مجموع عمليات چند سال اخير در طرد نفوذ شوم و خانه برانداز استعمار انگلستان از اوست و هم اوست كه در مقابل دربار، در مقابل مجلس سازى اشرف... و در برابر تحريكات و مداخلات علنى و آشكار خود شاه بر ضد منافع كشور سد آهنين مقاومت بسته و نمى گذارد كه حاصل زحمات و جانبازى هايش را يك كانون فساد و ناپاكى و يك مركز فحشا به آتش هوسبازى و نوكرى لندن اندازد!»
فاطمى عصر روز ۲۵ مرداد نيز در ميتينگ بزرگى در ميدان بهارستان سخنرانى كرد و از الغاى نظام سلطنتى سخن گفت.
• دستگيرى
آشكار بود كه فاطمى با چنين پيشينه اى نمى توانست مانند سايرين پس از كودتا خود را تسليم كند، بنابراين به گفته نورالدين كيانورى با حزب توده تماس گرفت و اطلاع داد در پى مكان مناسبى براى مخفى شدن است. كيانورى و همسرش مريم، فاطمى را براى يك هفته در مخفيگاه خود پذيرفتند و سپس به خانه دكتر محسنى (از هواداران حزب كه بعداً معلوم شد عضو سازمان افسران هم بوده است) منتقل كردند. «دكتر فاطمى مدت ها در اين خانه بود. «من (كيانورى) به او گفته بودم كه در طول روز از پنجره به بيرون نگاه نكند و براى اينكه خسته نشود مقدارى كتاب هم در اختيار او قرار داده بوديم. طرف شمال اتاقى كه دكتر فاطمى در آن زندگى مى كرد مشرف به يك خانه بود. روزى دكتر فاطمى بر اثر خستگى پرده را كنار مى زند و از پنجره به بيرون نگاه مى كند. پيرزنى او را با آن ريش بلندى كه گذاشته بود مى بيند و به صاحبخانه خبر مى دهد و آنها هم پليس را در جريان مى گذارند. به اين ترتيب دكتر فاطمى و دوست افسر ما دستگير شد.» («خاطرات نورالدين كيانورى»)
شاه از قبل تصميم خود را در مورد فاطمى گرفته بود. كرميت روزولت در خاطراتش ماجراى ملاقات روز اول شهريور ۱۳۳۲ (چهار روز پس از كودتا) خود را با شاه روايت مى كند كه در آن شاه در پاسخ به سئوال او در مورد رفتارى كه با مصدق و يارانش خواهد شد گفته بود: «خيلى درباره اش فكر كرده ام... مصدق محاكمه خواهد شد و اگر دادگاه پيشنهاد مرا قبول كند (لب هايش مى لرزيد) به سه سال حبس محكوم خواهد شد... چند نفر ديگر هم تنبيهات مشابهى خواهند داشت. فقط يك استثنا وجود دارد و آن هم حسين فاطمى است كه هنوز او را پيدا نكرده اند... موقعى كه پيدايش كنم او را اعدام خواهم كرد!» («كودتا در كودتا» كرميت روزولت، نقل شده در «بازيگران عصر پهلوى» محمود طلوعى)
فاطمى صبح روز ۲۲ اسفند ۱۳۳۲ دستگير شد و به شهربانى انتقال يافت. عصر همان روز هنگامى كه قرار بود او را به زندان ببرند، عده اى از اوباش (كه در كودتا هم شركت داشتند) به رهبرى شعبان جعفرى (بى مخ) به او حمله كردند و او را به قصد كشت زدند. گفته مى شود اگر شجاعت خواهر فاطمى در جلوگيرى از آنها نبود او را كشته بودند. شعبان جعفرى اين ادعا را رد كرده است، هر چند اصل كتك زدن فاطمى را قبول دارد. (نگاه كنيد به: «خاطرات شعبان جعفرى در گفت وگو با هما سرشار») جراحات ناشى از اين حادثه و بيمارى دكتر فاطمى باعث شد او را با برانكار به نخستين جلسه دادگاه كه مهر سال بعد انجام شد وارد كنند. فاطمى نسبت به حكم دادگاه بدوى درخواست تجديد نظر كرد اما حكم اعدام او تأييد شد و در سحرگاه روز ۱۹ آبان ۱۳۳۳ به اجرا درآمد. نوشته : امید پارسا نژاد
مهندس خوئینی آزاد شد
اين كبوتران را كه طعمهي قفس كردند
جرمشان پريدن نيست
آسمان هوس كردند
ما كسان نفسها را
با قلم، قلم كرديم
ناكسان قلمها را
ميله ي قفس كردند
_ _ _ _ _

روزگار
غریبی ست
نازنین...
_ _ _ _ _
دکتر احمد زید آبادی..............................زمامداری امام علی (ع)
حسن یوسفی اشکوری .........................ایرانیان و علی(ع)
دکتر هاشم آقاجری ..............................پارسایی و استبداد
دوشنبه 24 مهرماه، شب 23 ماه مبارک رمضان
دکتر سوسن شریعتی..................................اسطوره زدائی از تاریخ اسلام
تقی رحمانی.......................................راز ماندگاری؛ مردمگرایی یا قدرت مداری
دکتر محسن کدیور ...............................تاملی در منابع اعتقادی
زمان شروع مراسم : 8 شب
نشانی: تهران ، خیابان دکتر علی شریعتی ، بالاتر از سه راه ضرابخانه ، حسینیه ارشاد